خاطرات اولین سفر به مشهد
منو بابا اولین سفرمون به مشهد رو با تو رفتیم عزیزم.
شنبه عصر رفتیم شیراز البته بیچاره بابایی کلی اعصابش خورد شد
اگه دوس داشتی از بابا
بپرس .بگی قدیمی و تور مشهد خودش بهت میگه.صبح دوشنبه ساعت 30/11 پرواز داشتیم.
قرار بود منو بابا ,صبا جیگر ,فرزانه و مهرداد با هواپیما بریم,عمه افسانه و آقا محسن با ماشین ,مامان
جون,باباجون,حاج خلیل,مهناز خانم و نیلوفر با قطار از تهران بیان.
صبح ساعت 9 از خونه اومدیم بیرون و یه ربع به ده فرودگاه بودیم

.وقتی سوار هواپیماشدیم مهماندار یه هواپیما کوچولو به تو داد.

به محض اینکه نشستم رو صندلی شروع کردی به شیر خوردن و خوابت برد..gif)

ساعت حدودا 10/1 بود که رسیدیم مشهد و تو بیدار شدی.من کلی خوشحال شدم عزیزم چون اولین
مرحله از سفر به خوبی سپری شد.gif)
وقتی به هتل رسیدیم عمه جون رسیده بود.نهار خوردیم و استراحت کردیم.برای نماز مغرب رفتیم حرم
.صبح روز بعد یعنی سه شنبه مامان جون و بابا جون از تهران رسیدن و همگی با هم رفتیم الماس
شرق.تو توی کالسکه بودی و خوش به حالت بود مغازه هارو دید زدی و کالسکه سواری کردی.بعدش
هم رفتیم بازار بین الملل.ولی اونجا بعداز نیم ساعت خسته شدی .منم بهت شیر دادم و خوابیدی.عصر
رفتیم باغ وحش و پارک وکیل آباد ولی تو بیشترشو یا داشتی شیر میخوردی یا در حال خواب بودی


گل مامانی بعد برگشتیم هنل شام خوردیم و تو یه خواب نااااااااااااااااااااز رفتی..ساعت یازده شب با
فرزانه و مامان جون رفتیم حرم.من تورو خوابوندم کنار مامان جون ورفتیم زیارت ولی وقتی برگشتم دیدم
داری گریه میکنی نفسم .نبینم اشکهای خوشگلتو مامانی. قربون چشمهای مهربونت برم که خیس اشک
بود..چهارشنبه صبح هم رفتیم مرکز خرید پروما.

عصر چهارشنبه همگی با هم یه ون کرایه کردیم و رفتیم طرقبه.از بازار طرقبه دیدن کردیم وتو با نیلوفر
غرق بازی و خنده بودی.الهی همیشه خنده رو لبهای گلت باشه نفسم

.بعدش رفتیم چالی دره.اونجا سوار یه ترن الکی شدیم که از کوه بریم بالا ولی تو ترسیدی و گریه
کردی .عزیزم مگه تو هم ارتفاع حالیته !!!!!!!!!!!!
بعد هم به سمت شاندیز حرکت کردیم. تمام مسیر رو خوابیدی خوشگلم.برای شام رفتیم پدیده
شاندیز.کلا شب خیلی خوبی بود.



و عکسای صبای عزیزم توی حرم




عصر جمعه ساعت ٥ به شیراز پرواز داشتیم و این سفر با همه خوبیهاش تموم شدو این هم عکس تو با
خلبان هواپیما



خاطرات اولین سفر به مشهد
