صباصبا، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره

عشقی از جنس صبا

خاطرات اولین سفر به مشهد

1391/5/29 0:37
نویسنده : مامانی صبا
4,367 بازدید
اشتراک گذاری

منو بابا اولین سفرمون به مشهد رو با تو رفتیم عزیزم.قلب

شنبه عصر رفتیم شیراز البته بیچاره بابایی کلی اعصابش خورد شدniniweblog.comاگه دوس داشتی از بابا

بپرس .بگی  قدیمی و تور مشهد خودش بهت میگه.صبح دوشنبه ساعت 30/11 پرواز داشتیم.

قرار بود منو بابا ,صبا جیگر ,فرزانه و مهرداد با هواپیما بریم,عمه افسانه و آقا محسن با ماشین ,مامان

جون,باباجون,حاج خلیل,مهناز خانم و نیلوفر با قطار از تهران بیان.

صبح ساعت 9 از خونه اومدیم بیرون و یه ربع به ده فرودگاه بودیم

.وقتی سوار هواپیماشدیم مهماندار یه هواپیما کوچولو به تو داد. 

به محض اینکه نشستم رو صندلی شروع کردی به شیر خوردن و خوابت برد.niniweblog.com

 

ساعت حدودا 10/1 بود که رسیدیم مشهد و تو بیدار شدی.من کلی خوشحال شدم عزیزم چون اولین

مرحله از سفر به خوبی سپری شدniniweblog.com

 وقتی به هتل رسیدیم عمه جون رسیده بود.نهار خوردیم و استراحت کردیم.برای نماز مغرب رفتیم حرم

.صبح روز بعد یعنی سه شنبه مامان جون و بابا جون از تهران رسیدن و همگی با هم رفتیم الماس

شرق.تو توی کالسکه بودی و  خوش به حالت بود  مغازه هارو دید زدی و کالسکه سواری کردی.بعدش

هم رفتیم بازار بین الملل.ولی اونجا بعداز نیم ساعت خسته شدی .منم بهت شیر دادم و خوابیدی.عصر

رفتیم باغ وحش و پارک وکیل آباد ولی تو بیشترشو یا داشتی شیر میخوردی یا در حال خواب بودی

 

گل مامانی بعد برگشتیم هنل شام خوردیم و تو یه خواب نااااااااااااااااااااز رفتی..ساعت یازده شب با

فرزانه و مامان جون رفتیم حرم.من تورو خوابوندم کنار مامان جون ورفتیم زیارت ولی وقتی برگشتم دیدم

داری گریه میکنی نفسم .نبینم اشکهای خوشگلتو مامانی. قربون چشمهای مهربونت برم که خیس اشک

بود..چهارشنبه صبح هم رفتیم مرکز خرید پروما.

 

عصر چهارشنبه همگی با هم یه ون کرایه کردیم و رفتیم طرقبه.از بازار طرقبه دیدن کردیم وتو با نیلوفر

غرق بازی و خنده بودی.الهی همیشه خنده رو لبهای گلت باشه نفسم

.بعدش رفتیم چالی دره.اونجا سوار یه ترن الکی شدیم که از کوه بریم بالا ولی تو ترسیدی و گریه

کردی .عزیزم مگه تو هم ارتفاع حالیته !!!!!!!!!!!!

بعد هم به سمت شاندیز حرکت کردیم. تمام مسیر رو خوابیدی خوشگلم.برای شام رفتیم پدیده

شاندیز.کلا شب خیلی خوبی بود.

 و عکسای صبای عزیزم توی حرم

عصر جمعه ساعت ٥ به شیراز پرواز داشتیم و این سفر با همه خوبیهاش تموم شدو این هم عکس تو با

خلبان هواپیما

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

farzaneh
25 شهریور 90 11:39
salam saba joonam . yade mashhad bekhair cheghadr khosh boodim. azize dele khale az majeraye toor va ghadimi chizi az baba va amu mehrdad napors shayad narahat shan harvaght khasti bedooni bia khodam barat migam jigaram. dooset daram nafasam boos.
رهگذر
27 شهریور 90 13:06
عزیزم زیارتت قبول
مامان کیارش
20 مهر 90 22:26
شما ه مشیرازی هستید؟لینک شدید.
مصطفي صالحي
7 اسفند 90 11:24
دوست كوچولوي امام رضا اميدوارم كه زيارت تو هم قبول بوده باشه ودر كنار خانواده بهت خوش گذشته باشه اميدوارم كه زود زود باز هم با مامان و بابا دوباره بياين زيارت